روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
441
شرح شطحيات ( فارسى )
بيت چون نخوردى « 2 » ، مدار هيچ حلال * چون بخوردى ، كلوخ در لب مال 272 فصل ( فى الشطحيّة 42 للحلّاج ) ( 791 ) فصلى در محبّت به زبان شطح . گويد حسين كه « حقّ سبحانه در ازل خويش بنفس خويش واحد بود . هيچ چيز با وى نبود . بعد از آن اشخاص و صور و ارواح را پديد آورد . پس علم و معرفت پيدا كرد . پس خطاب بر ملك و مالك و مملوك « 9 » نهاد . فعل و فاعل و مفعول را بشناخت . آنگه به خود نگاه كرد در ازل خويش بنفس خويش در همگى كه ظاهر نبود . جمله بشناخت از علم و قدرت و محبّت و عشق و حكمت و عظمت و جمال و جلال ، و آنچ بدان موصوف است از رأفت و رحمت و قدس . و ارواح و ساير صفات صور در ذات او بود ، كه آن ذات او بود از كمال با آنچ در آن بود از صفت عشق ، و آن صفت صورت بود در ذات كه آن ذات بود « 15 » . بنگرست - و آن چنان بود به مثل كه تو چيزى نيكو از وجود خود ببينى و بدان خرّم شوى - مدّتى مديد كه بر طور آن كس واقف نشوند ، و اگر هر كه آسمان و زمين را « 17 »
--> ( 2 ) نخوردى : بخردى SM ( 9 ) ملك و مالك و مملوك A : ملك و ملك و مالك SM ( 15 ) از كمال . . . كه آن ذات بود S : - M - - و آن صفت صورت بود در ذات ( ذرات SM ) كه آن ذات بود S : و هذه الصفة صورة فى ذاته هى ذاته A ( 17 ) و زمين را : و زمين SM